felani gh پنجشنبه 6 تیر 1392 07:08 ق.ظ نظرات ()

نخستین ایمپلنت ساقه شنوایی برای کودکان، به پسرک سه ساله ای از اهالی شارلوت کارولینای شمالی رسید و او را قادر ساخت تا با مفهوم صدا آشنا شود. گریسون کلمپ پسرک سه ساله ای که بدون هیچ عصب شنوایی در حلزون گوش به دنیا آمده، این ابزار را دریافت کرد؛ ابزاری که مغز او را قادر می سازد تا صداها را تجزیه و تحلیل کند.


                                         




                                                                                     مجله اینترنتی امپراطور

پیش از این پزشکان می دانستند که دریافت زودهنگام ایمپلنت های حلزون در کودکان ناشنوا می تواند به آنها در برقراری روابط اجتماعی بهتر و یادگیری کمک فراوانی کند. اما مشکل اینجا بود که گریسون کوچولو بدون عصب شنوایی به دنیا آمده بود. بنابراین دریافت یک ایمپلنت حلزون بدون عصب شنوایی هیچ فایده ای برای او نداشت و در نتیجه مساله جراحی و کاشت حلزون او در 18 ماهگی اش منتفی شد.

در حالی که والدین گریسون در نگرانی و بلاتکلیفی روزها را می شمردند، دانشمندان سراغ راه حل جدیدی برای حل این مشکل رفتند: «چطور است یک میکرو چیپ ریز را صاف توی مرکز شنوایی مغز گریسون بکاریم؟» روشها بررسی شدند. ابزار لازم توسعه داده شد و ماه گذشته گریسون تحت یک عمل جراحی 8 ساعته قرار گرفت تا این ابزار کوچک را دریافت کند. میکروچیپی که به او امکان می داد بدون نیاز به مسیر معمول شنوایی، مستقیما صداها را در مغز خود دریافت و درک کند.

«من تابه حال این نگاه را از او ندیده بودم، یعنی اون عمیقا توی چشمان من نگاه می کرد و برای اولین بار صدای من رو می شنید. این واقعا فوق العاده است» پدر گریسون از این کلمات برای بیان هیجان و خوشحالی خود به زبان می آورد. مادر گریسون هم ادامه می دهد: «اون از صداها خوشش میاد، اون محرک ها رو دوست داره…دریافت رو…اون کنجکاوه و مطمئنا لذت می بره»

آقا و خانم کلمپ این خوشحالی را مدیون دکتر کریگ باکمن (جراح گوش و حلق و بینی) و دکتر متیو اِوِند (جراح مغز و اعصاب) هستند که با همکاری هم این جراحی 8 ساعته را به سرانجام رساندند. دکتر باکمن هم ظاهرا از نتیجه تلاش خود و همکارانش خرسند است: «وقتی دیدم که اون پسر واکنش نشون میده، حسی در من برانگیخته شد، حسی که می گفت پتانسیلی بوده که ما بتونیم یک جوری دنیا رو تغییر بدیم.»

گذشته از احساسات قوی که لابلای این ماجرا وجود دارد، رگه های قوی از امید هم دیده می شود. امید به این که روزی مساله ای به نام ناتوانی جسمی برای بشر بی معنا شود.